تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 27 فروردین ماه سال 1391
توسط: امین

آهنگ جدید نادر مسچی و امیر جاهد. ترانه سرا محمدامین ناجی

سلام به همه ی دوستای خوبم که تو این چند وقت بد قولی های منو تحمل کردن.

بالاخره بعد از گذشت کلی وقت و بحث با کلی خواننده استارت کار اولمو با

یه خواننده با سابقه ی هنری بسیار درخشان و بسیار موفق به نام "نادر مسچی"  زدم.

خواننده ای که وقتی واسه بار اول کاراشو سال 86 شنیدم واقعا دوست داشتم یه روز یکی

از شعرامو بهش بدم و خوشبختانه این اتفاق خوب افتاد و تجربه ی بسیار خوبی واسه من شد. این ترانه رو همراه دوستشون امیر جاهد اجرا کردن.

به هر حال این اولین ترانه از من هست که به صورت رسمی خونده و پخش میشه

و مسلما صدا و آهنگسازی نادر مسچی عزیز در تاثیرگذاری این ترانه بی اثر نخواهد بود.

تنظیم این کار رو هم مهران خالصی عزیز که تجربه ی همگاری با رضا صادقی،

علی لهراسبی وخیلی از خواننده های دیگه داشته انجام داده. همکاری من و نادر

به این کار ختم نخواهد شد و کارهای بزرگتری رو در آینده ای نزدیک خواهیم داشت

که خبر دقیق تر رو چند وقت دیگه تو وبلاگ میزارم.

این همون ترانه ای هست که اینجا واستون نوشتم و لینک دانلود آهنگشو هم واستون گذاشتم

اسم این ترانه "از تو گذشتم" هست.


گله دارم مثه ابری که یه عمره بی قراره

گله دارم مثه چشمی که میباره

گله دارم که غرورم پیش تو بی اعتباره

واسه تو فرقی نداره کی به یاد تو بیداره

من از تو گذشتم که آروم بشم،ولی بازم این دل هوایی شده

چقد اعتمادت به چشمای من ،تو این لحظه ها ابتدایی شده

تو تصویر چشمای تو گم شدم چقد جنس چشمات خدایی شده

تو اون لحظه که تلخ و ناراحتی، واست خاطراتم تداعی شده

یه چیزی بگو دل بکن از سکوت بزار باز صدای تو یادم بیاد

شاید بعد از این آرزو قلب من به غیر از سکوت از تو چیزی نخواد

به جز حرف دوری به جز حرف درد یه چیزی بگو تا نشم برگ زرد

یه چیزی بگو تا همه آدما بدونن غمت با غرورم چه کرد

محمد امین ناجی


آهنگ جدید  نادر مسچی و امیر جاهد با نام از تو گذشتم  ترانه سرا: محمد امین ناجی

( تنظیم : مهران خالصی )
برای دانلود اینجا کلیک کنید



سه شنبه 20 دی ماه سال 1390
توسط: امین

خواب زمستان

سلام خدمت همه دوستان.البته از بس دیر به دیر میام دیگه اینجا شده مثه محله ی جهودا

اما این بار یکی از شعرام که خیلی دوسش دارم رو براتون گذاشتم که امیدوارم توی این زمستون

به دلتون بشینه...این شعر رو برای غلامرضا بروسان و الهام اسلامی خوندم که متاسفانه چند وقت پیش به عمرشون دادن به شما خدا بیامرزتشون...

</

هوا سرد است امشب باد و بورانی است در جنگل

درون باد میپیچد صدای مرغکی تنبل

میان کلبه ی گرم من و تو شعله میبخشد به ما گرمای این منقل

تو مشغول تماشای شکست شاخه ها هستی و من در حال روشن کردن مشعل

خدا را لا به لای لحظه هایم داده ام صیقل

نمازم را نشسته مینوازم وای از این تاول

چه بی رحمانه باران میشلوغد صحنه ی تاریک و ساکت را

گلویم هرز میخواند سرودی ساده و زیبا

از این تکرار پر معنای رعد وبرق خواب آلوده میفهمم،

خدا نزدیک ما از عشق میگوید

و پا بر عرش میکوبد

و باران میرسد بر ما

تو میترسی از این غوغا

تورا آهسته در آغوش میگیرم

تو را میگویم از فردا

تو را میگویم از خورشید و از صحرا

تو را میگویم از دریا

و حالا خواب نم نم چشم زیبای تورا...

محمدامین ناجی

http://www.packetinsider.com/blog/nature/wp-content/uploads/2010/02/study-window-view.jpg

شنبه 19 شهریور ماه سال 1390
توسط: امین

بمون با من(یه شعر و یه خبر مهم)

منم مثل سکوت تو با این تنهایی درگیرم          تو آغوش تو میخوابم نباشی بی تو میمیرم
 من از تو تا خودم راهی نمی بینم بمون با من         که من تا زنده هستم در خیالات تو زنجیرم
  
   بمون با من که من احساس بودن رو                             فقط از قلب بیدار تو میگیرم
هنوزم قطره های اشک چشمامو                  به پای بوته ها می پاشم و میرم
       تا دستامو بگیره اون خدایی که                       میدونه من بدون تو چه دلگیرم

              من از تو تا خودم راهی نمیبینم بمون با من          

 من از سرمای این روزای بی همسایه میترسم         من از حال خراب تو تو این روزا خبر دارم 

  تو هم عاشق نمیشی مثل من هرگز                     تو هم آشفته هستی مثل افکارم 
  بزار از تو به من این فاصله کم شه                     نمی دونی چقد مشتاق دیدارم
 
....................................................... 
اطلاعیه مهم 
سلام به همه دوستان 
قرار نبود این ترانه رو اینجا بزارم اما به دلایل امنیتی و جلوگیری از سو استفاده 
هم تو وبلاگم و هم توی سایت شعر نو گذاشتم 
چند تا کار دیگه هم هست که باید بزارم که اونا هم به خاطر جلوگیری از سو استفاده ی 
چند تا از خواننده ها هست و  هدفم از این کار اینه که شعرام به اسم خودم توی اینترنت ثبت باشه هر چند به زودی توسط انتشارات حافظ چاپ میشه اما لازم دونستم که هر چه زود تر  
ثبتشون کنم. 
پیروز و مانا باشید 
محمد امین ناجی
یکشنبه 2 مرداد ماه سال 1390
توسط: امین

آه میکشم

دستی بر این آسمان سیاه میکشم 

در کهکشان خالی خود ماه میکشم 

گفتی بمان همین جا در انتظار من 

اما تو برنگشتی و من آه میکشم 

 

سلام به همه دوستای گلم 

ببخشید چند وقتی در گیر بودم 

اومدم این شعرو گذاشتم  

که شما رو هم در احساس خودم شریک کنم 

ایشالا به زودی خبرای خوبی بهتون میدم  

محمد امین ناجی

شنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1390
توسط: امین

من یه چترم

من یه چترم که همیشه زیر رگبار غرورت

میشکنه اما نمیگه کی شده سنگ صبورت

من یه چترم که به اندازه ی قطره های بارون

تنمو به تیر بستن رعد و برقای زمستون

من یه چترم که یه روزی سایه ی سر تو بودم

سقف طوفان تو بودم با تموم تا ر و پودم

من یه چترم که واسه همیشه بسته س

من یه چترم که از این زمونه خسته س

من یه چتر کهنه ی سیاه مرده م

که همیشه غصه ی مردمو خوردم

من یه چترم...


سلام به همه دوستایی که میان و نظر میدن

منتظر نظراتتون هستم

چهارشنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1390
توسط: امین

با تو شادم

امیدم بی اثر مونده چشام بی تو به در مونده     

 من اون احساس غمگینم که بی تو تا سحر خونده 

 

چه آسون میگذری از من با اون قلب مثه آهن  

نمیدونی چه غمناکه غمای کهنه رو شستن 

 

هنوزم بی تو میگیره دل شمدونی تو باغچه 

داره خاک میخوره کم کم فال حافظ توی طاقچه 

 

تو احساس منی خاتون بمون با من زیر بارون  

بگیر دستامو باور کن که ما عاشق شدیم آسون 

 

تو آتیش باش و من بادم که توی جنگل افتادم  

تو میدونی تو این غربت از اینکه با توام شادم 

 

سلام به همه البته همه ای در کار نیست چون این وبلاگو دیر به دیر آپ میکنم بازدید کننده نداره 

اما از این به بعد سعی میکنم هر هفته آپ کنم 

راستی منو از نظراتتون محروم نکنید 

جمعه 30 مهر ماه سال 1389
توسط: امین

ای خدا تنهایم

ای خدا تنهایم
مدتی هست که پای دل من با گل تنهایی مرداب زمان درگیر است
و به این برکه ی نمناک تسلی شب من غمناک است
و در این کلبه ی قحطی زده ی نکبت صاحب مرده اشک من کولاک است
پشت این پنجره ی بی شیشه جنس انسانی مردم چه تماشا دارد
و کسی نیست بگوید یک مرد
کنج تنهایی نزدیک ترین تاریکی
چشم امید به یک خنده ی زیبا دارد

پنجشنبه 18 شهریور ماه سال 1389
توسط: امین

من و تو

من و تو وارث این تقدیریم   بی خداحافظی از هم میریم

قصه ی ما همه جا می پیچه   ما اگه جدا بشیم می میریم

از جدایی مون گلا می خشکن  آخه ما با گلدونا درگیریم

من و تو با همه دنیا قهریم    آره ما از همه دنیا سیریم


جمعه 12 تیر ماه سال 1388
توسط: امین

با خزانت نیز خواهم ساخت

تا گل غربت نرویاند بهار از خاک جانم
با خزانت نیز خواهم ساخت، خاک بی خزانم
گرچه خشتی از تو را حتی به رویا هم ندارم
زیر سقف آشناییهات می خواهم بمانم
بی گمان زیباست آزادی ولی من چون قناری
دوست دارقفس باشم که زیباتر بخوانم 

 در در همین ویرانه خواهم ماند و از خاک سیاهش
شعرهایم را به آبی های دنیا می رسانم
گر تو مجذوب کجا آباد دنیایی من اما
جذبه ای دارم که دنیا را به اینجا می کشانم
نیستی شاعر که تا معنای حافظ را بدانی
ورنه بیهوده نمی خواندی به سوی عاقلانم
عقل یا احساس، حق با چیست؟پیش از رفتن ای خوب
کاش می شد این حقیقت را بدانی یا بدانم 

محمد علی بهمنی

جمعه 12 تیر ماه سال 1388
توسط: امین

من اینم

سلام


بعد از اینکه همه پستای قبلیمو پاک کردم این پست رو به عنوان پست اول گذاشتم

از خودم میگم...

محمد امین ناجی ترانه سرا شاعر نویسنده و هر چیزی که به قلم و کاغذ مربوط میشه

همین....